پایگاه خبری صنعت نما - نگاهی به بازیگری فیلم بدون قرار قبلی ساخته بهروز شعیبی
.
پنجشنبه - ۱۷ آذر - ۱۴۰۱
ساعت :

نگاهی به بازیگری فیلم بدون قرار قبلی ساخته بهروز شعیبی

بازیگری شیوه هایی دارد که برای هر نوع ژانر سینمایی می تواند کارکرد مشترکی داشته باشد اما در نهایت تفاوت هایی برای القاگری این شیوه ها باید در نظر گرفت. چنانچه فیلم «بدون قرر قبلی» نوشته و کار بهروز شعیبی، یک فیلم اجتماعی و معنوی است اما بازی در آن نباید تفاوت چندانی با بازی در فیلم تریلر و جنایی داشته باشد؛ با این تفاوت عمده که خیزش در فیلم معنوی از بیرون به درون و در فیلم تریلر از درون به بیرون است. یعنی در فیلم معنوی اتفاقات بیرونی باعث یک مکاشفه درونی خواهد شد اما در فیلم تریلر یک مکاشفه که سرآغاز اختلافاتی است؛ اتفاقاتی را در بیرون رقم خواهد زد که با هیجان و هول و ولا همرا است اما در یک فیلم معنوی گریز از اتفاقات است که درون را به درک و آرامش سوق خواهد داد. حالا بازیگر نیز در این دو نوع ژانر متمایز یک فرآیند را در مسیری واژگونی طی خواهد کرد.

ماه منیر حیدرپور

 

در فیلم بدون قرار قبلی؛ یاسمن (با بازی پگاه آهنگرانی) از دو مشکل -طلاق از همسر و داشتن یک پسر بچه اوتیسمی- رنج می برد. با آنکه به عنوان یک جراح در جامعه آلمان بسیار موفق است و داستان زندگی در این برهه از فیلم، با دو مرگ رقم می خورد. یکی مرگ پدر یاسمن در ایران و دومی مرگ بیماری که در آغاز فیلم با تمام تلاش این پزشک سرانجامی جز مرگ نمی یابد. اکنون او بنابر وصیت پدرش باید در خاکسپاری اش در تهران حاضر شود و سپس به خراسان رضوی برود و پیگیر آن وصیت نامه ای شود که در صندوق امانات قرار گرفته است و در واقع قطعه گوری است که از پدر معمار و کاشی کارش به او رسیده و این همان رمزگشایی از فضای معنوی است که یاسمن را از دردهای اجتماعی و فردی اش به فراسوی همه چیز می برد با درک معنوی نجات و رستگاری در تداوم و مسیر زندگی اش اتفاق بیفتد.

شیوه بازیگری مد نظر کارگردان همان شیوه ناتورالیستی بسیار محدود شده در ابراز احساسات  است که به نوعی شیوه مینیمالیستی دامن می زند که در آن کمترین احساسات و در عین حال حرکات محدود تعریف شده است و چه بسا برای برخی از بازیگران و در عین حال القاگری روشنفکرانه این فیلم معنوی به دور از کلیشه های رایج بسیار کاربردی است اما در برخی لحظات و شخصیت ها باید این شیوه بازیگری بنابر همان تعریف های درست شکل می گرفت و این نگاه محدود کننده در فرآیند کلی اثر بازدارنده است.

 

بازی یاسمن در دو بستر طراحی شده است:

  1. بافت زمینی که از آلمان به عنوان جراح آغاز می شود و او که سالها در فرهنگ غربی رشد کرده و یکباره به ایران می آید و چه بسا برای یک سفر سه روز که این دم آخری در خاکسپاری پدرش شرکت کرده باشد. در اینجا رفتارهایش بیرونی است و یک آدم بنابر زیست زمینی اش دارد در مسیری حرکت می کند و البته کنجکاو و در واقع پرسشگر است و نمی داند با چه چیزی مواجه خواهد شد. بنابراین پگاه آهنگرانی مانند هر هنرپیشه ای در یک مدار واقع گرایانه بازی اش را پیش می آورد و از بروز احساسات بنابر همان شیوه مینی مالیستی اجتناب می کند و چنانچه سردترین برخورد را در مراسم خاکسپاری هم نسبت به تابوت پدر دارد و هم نسبت به برادر ناتنی اش... چون هر دو برایش غریبه اند.

یاسمن همچنین دو مشکل دارد. یکی طلاق از همسرش است که به آن اشاره ای می شود و در فیلمنامه هم به آن پرداخته نشده، بنابراین در بازی هم حضوری ندارد بلکه این مشکل نیز می توانست زمینه ساز اتفاقات بهتری در روند داستان و در عین حال شکل گیری بازی پگاه آهنگرانی داشته باشد؛ برای اینکه غریبگی در دیار آلمان را رقم بزند و ایران را تبدیل به آشنایی فراموش نماید و بازگشت و زیست دوباره اش در ایران را بهتر توجیه کند. مشکل دوم که هنوز هم وجود دارد و موجب اذیت او، همانا اوتیسمی بودن فرزندش است که می بینیم این بچه چه بی قراری هایی را در مهدکودک یا خانه و هواپیما دارد و چه دشوار است ارتباط گرفتن با این حال و هوای غریب و متفاوت... این روال بر بازی بازیگران به ویژه پگاه آهنگرانی بسیار تاثیر مثبت گذاشته و قدرت بازی او را در مقام یک مادر درگیر با یک بیماری ناشناخته فرزند بالاتر می برد.

 

  1. بافت معنوی فراتر از معیارها و حس های پنج گانه باید مدنظر قرار گیرد. یک حس و حال درونی که باید در ضمن نمود عینی و ملموس و قابل باوری نیز برای بروز و باورش در نظر گرفت. این همان وجهی است که می توانست بازی های بازیگران را تحت الشعاع خود قرار دهد و ما را نسبت به فرآیندی غیرمتعارف به مرور زمان آشنا کند. چنانچه الهام کردا در نقش دختر خاله یاسمن و همچنین امین میری در نقش شوهر این زن، به درستی از حال و هوایی شاداب برخوردارند که ریشه در همجواری معنوی ایشان دارد. چنانچه اینان ساکنان حقیقی حریم رضوی هستند و باورمندانه از این حال و هوای آرامش بخش فیض می برند؛ چنانچه او تحصیلکرده و استاد دانشگاه است که از داشتن یک شوهر آبنبات ساز احساس خوشبختی می‌کند. یعنی فراتر از یک رابطه منطقی و حسابگرایانه، این زن تن به معنویتی همه جانبه داده است. همین نکات ریز و بارز است که بازی الهام کردا و حتی به نوعی امین میری را برایمان باورمند و برجسته می سازد.

پگاه آهنگرانی باید در این بافت معنوی حضور ناگهانی و بی باوری داشته باشد؛ به هر تقدیر او بنابر تجربه زیست آلمان در فضایی مادیگرا رشد کرده و چندان سنخیتی با این باورها ندارد و یکبار دچار حس و حالی می شود که کم‌کم برایش جذابیتی خواهد یافت. چنانچه شروع این باورها می تواند حرف زدن الکس پسرش باشد که در بازی با دخترهای دخترخاله چنین شده است. اینجا باید حس و حالت یاسمن دگرگون شود ولو اندک چون دارد با حال خوشی برای فرزندش همراه می شود... شاید این همان نکته کلیدی است که می توانست بازی پگاه آهنگرانی را دچار اوج و فرودی مناسب تر کند. شاید اینجا آغاز غفلتی باشد؛ اینکه باید در مسیر بازیابی بازیگر متوجه این نقطه تحول می شدیم و چه بسا اتکای به همان شیوه مینی مالیستی در اینجا پاسخگوی روال طبیعی بازی این بازیگر نباشد. معنویتی که باید در اینجا تبدیل به خیزشی شود... از بیرون به درون و رفته رفته درونی تر و در واقع تبدیل به باوری باطنی شود. یعنی معنویتی در مسیر القاگری در بازی بازیگر نمود یابد و در بستر درست القاگری چنین حس و حالی را به مخاطب انتقال دهد. بازی آهنگرانی می توانست در پایان فیلم اوج بگیرد و نه با حال و هوای هیجانی بلکه به باوری نزدیک به یقین منجر شود چنانچه او با پیدا شدن پسرش که در حرم گمشده و در عین حال صدا زدن مادرش که شفای او را القا می کند؛ در سکوتی ناباورانه و در واقع باورمند نسبت به معنویتی که باید نصیب این دختر شده باشد و فراتر از وصیت نامه پدری اش و قسمت شدن یک گور در حریم رضوی، شایستگی او را در ارتباط معنوی با باورهای ذهنی اش نشان دهد و اینجا آغازی است متفاوت از یک زندگی دیگر که شوربختانه دوباره بازی او احساساتی می شود و می هراسد از  گم شدن فرزندش در حالی که این ترس و گریز باید درونی و زیر پوستی بازی می شد.

در عین حال کشاکش یاسمن با مهندس (با بازی مصطفی زمانی) که می تواند بیانگر یک رابطه عاشقانه باشد؛ بخشی از احساسات تحمیل شده بر یاسمن است که ناخواسته و بنابر یک دروغ مصلحتی همین آقای مهندس، او را به بهانه شرکت در مراسم خاکسپاری به ایران کشیده است که در فیلمنامه این دروغ ولو در شکل مصلحتی اش به باورهای معنوی این شخصیت همخوان نیست که باید به شکل راستین سر راه یاسمن قرار می گرفت و ابعاد دوستانه او با پدر یاسمن در این مسیر تداوم می یافت و شکل دیگری از یک رابطه عاشقانه اش را رقم می زد. 

به هر تقدیر، نقش اول با پگاه آهنگرانی است که تحول معنوی یاسمن را باید بازی کند و دیگران در سایه سار این بازی حضورشان رقم می خورد. می دانیم مصطفی زمانی بنابر همان رابطه مرید و مرادی با پدر یاسمن رفاقتی داشته و تحت تاثیر این رابطه دچار تحولات بنیادین شده و امروز در مقام یک خادم در حریم رضوی مشغول به خدمتگزاری است. بنابراین بازی او بنابر همین کمینه گرایی احساسات نشانه در مسیر با ثبات قرار گرفتن است و با این شیوه بازی نسبت درستی برقرار می کند.

رضا صابری در نقش بیمار دیابتی و شرایط سخت جسمانی اش و در عین حال مقاومت در برابر خواست مهندسان برای تخریب خانه قدیمی و سنتی اش به درستی بازی می کند؛ هر چند حضور او بسیار محدود به چند نما و صحنه است.

صابر ابر فقط یک وکیل است و انگار نمی خواهد با بروز احساسات جبهه گیری در قبال این شرایط داشته باشد و به نفع یاسمن و برادرش سویه متفاوتی را به چالش درآورد. پس به یقین در این کم مایگی احساسات و محدود شدن همه چیز باز به آن شیوه کمینه گرایی رونق می بخشد.

عرفان ابراهیمی به نظر می توانست برادر ناتنی را مرموزانه تر بازی کند چون از یک سو فرد برگزیده به لحاظ معنوی از سوی پدر نیست و از سوی دیگر، با آنکه به لحاظ مادی اقناع شده اما باید در برابر وصیت پدرش نسبت به داده و بخشیده یاسمن حساسیت ویژه ای را بروز می داد و این همان برهم ریختن بازی از آن مدار درست و بایدی است که نقش آفرینی این بازیگر را می توانست چشمگیر گرداند.

بچه های خردسال نیز به قاعده سن و سالشان در برابر دوربین بازی و خوشحالی می کنند و الکس هم بخشی از هویت بیمار و بی قرارش را در برابر همین دوربین نمایان می سازد و البته در مسیر حضور در ایران و با نوه های خاله مادری اش و در واقع قرار گرفتن در حریم رضوی مسیر شفایافتگی را نیز پیوست بازی اش می سازد. این گونه است که بازی اش برجسته تر می نماید نسبت به سن و سالی که دارد.

 

پایان خبر /

 

اشتراک این مطلب

نظر خود را ثبت کنید.

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

درباره ی صنعت نما

يك رسانه پويا و پيشرو مي‌تواند مطالبات فعالان صنعت و معدنکاران را نمايندگي و افكار عمومي را با جايگاه و پتانسيل‌هاي اين بخش آشنا سازد. در آن صورت مسئولان و تصميم‌گيران نيز متناسب با اين جايگاه عمل خواهند كرد.

 

"صنعت نما" مي‌خواهد چنين رسانه‌اي باشد؛

ارایه سريع و لحظه‌اي اخبار، جمع‌آوري خبر و تحليل آن ها و بررسي فرصت‌ها و چالش هاي پيش‌روي صنعت.

 

 

لینک های مفید

آخرین ویدئوها

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین خبرها و اخبار، در خبرنامه صنعت نما عضو شوید.